کالبد مغان بر این باور تاکید دارد که برای برپایی شهر و کشور آرمانی در چهار سوی گیتی، نیاز به کشوردارانی است که اندیشه و گفتار و کردارشان بر پایه ی خردِ معطوف به احساس شادی و آرامش و یا به گویش روشنتر خردی استوار بر نیکی همگانیِ انسان و طبیعت بوده و زندگی و جان خویش را از برای رسیدن به این هدف پیشکش کرده باشند.

همچنین از برای برقراری نظم پایدارِ صلح محور، نیاز به هماهنگ کننده ای هوشمند، دادگر، با احساس و باورمند به خرد همگانی است که به درازای تاریخ، آریاییان او را « وهوخشثره » یا شهریار نیک نامیده اند و می نامند و خواهند نامید.

 

 

مفهوم و هستی شهریارِ نیک در کالبد مغان به چینش زیر پذیرفته شده است:

– چه مرد و یا چه زنی که در درون خویش به آرامش روان و جان رسیده باشد.

– انسانی که همسر و فرزند (ان) داشته باشد یا به گویش روشنتر خانواده دار باشد.

– انسانی که در درون خانواده به آرامش روان و جان رسیده باشد.

– در تصمیمات و گزینش های فردی و جمعی به هم رایی با خانواده، باور و گویش و کنش داشته باشد.

– در گزینش و کنش، به نیکی و آرامش روان و جانِ هر که و هر چه جاندار در پیوند و پیرامون خویش، باور و گویش و کنش داشته باشد.

– هستی خویش را در هستی «همگان و پیرامون» و هستی «همگان و پیرامون» را در هستی خویش تعریف کند.

– انسانی دیندار و باوجدان به دیانت مزدایی یا همان خردِ معطوف به احساس شادی و آرامش آنهم از برای همگان (چه دوست و چه دشمن، چه انسان و چه جانداران و گیاهان و چه زمین و چه آسمان) باشد.

– کار و کرفه را تنها از برای برپایی تعادل میان داد و ستد، انجام دهد به گویش بهتر، کار و کرفه از برای عدالت کند.

– باورمند به فرّ کیانی، پدآفند جان و روان زمین، مرزبان خانواده و خانه و ده و شهر و کشور و جهان، پاسدار دین و خون و وجدان به همه سو و همه گان.

– موبدِ هیربدِ مغ، زنده به آتش و آب و باد و خاک، بی نیاز از زر و سیم و روی و آهن، آسوده به دشمن و راهنما بر گمراه به مهربانی و شادی و آسانی.

– انسانِ خودآوندِ همیشه رسته و روییده به آگاهی همگانیِ خردگرایِ شادی گستر.

– رزمنده اما صلح جو و آشتی دوست، شایسته به « مردم شایگان » و فراز بر فرّ آسمان.

طبیعی است که « شهریاری نیک » به این باور و گویش و کنش، توانایی آن را دارد که شایستگی راستین را در ژرفنای انسانها احساس کرده و  با دین و وجدانی که خواستار نیکی و شادی و آرامش برای همگان است، انسانها را به جایگاهی که در آن خویش را شاد و خرسند بیابند، 
برساند.

فرآیند پیدایش شهریار نیک

کالبد مغان با نگرشی خردگرا و با احساس، به رخدادها و فنون کشورداری در زمان کنونی، به این باور رسیده است که زمینیان به امروزه در عصر گمیختگی بسر می برند که ار نماد های بارز آن، جایگزینی استی و مفاهیم ناهنجار در همه رده های سرپرستی و تصمیم گیری و در همه سوی گیتی می باشد. بدین چم که اندیشه و گفتار و کردار فرد یا فرقه گرایانه به جای اندیشه، گفتار و کردار نیک، شاد، خرسند و خواستار سرافرازی همگانی، بر مسند قدرت حاکم است و سیاستمدارانِ کوته زمان و کوته مکان بین به جایگاه کشورداران والا گرا، تکیه کرده اند و از اینرو هر روز، شهر و کشور و جهان نه به سوی تکامل استوار بر نظم، آرامش، خرسندی و دارایی که به سوی به هم ریختگی، جنگ، غم و نداری در پسرفت هست.

رسانه ها تبدیل به توجیه کنندگان نا بسامانی برآمده از خودخواهی سیاست مداران به جای سازندگان پرسش های بنیادین درباره کمبود ها و اشتباهات آنان و یا به بنگاه های فروش هر آنچه نیاز نیست، شده اند. فن آوری و دانش، چهره ای تجارت گونه به خویش گرفته است و نه از برای آسودگی، تندرستی و بسیاری که از برای سختی، بیماری و کمبود مردمان و طبیعت، خویش را بروز می رساند و از کهن می زاید. آموزش و پرورش به کم آگاهی و کوچکی بدل شده و سد البته اقتصاد به جای دارایی، تنها و تنها به تولید انبوه آزمند، کمر بسته است.

در این گمیختگی و با باور به بازگشت نظم مغان به گیتی و مینو، ما فرآیند بازگشت شهریاری نیک را به یک گردونه با دو دوره ی « سه و سد ساله » ی زیر بخش کرده ایم:

– دوره « پ » نهان که در این دوره استی و مفاهیم ناهنجار، چهره و چم راستین خویش را نشان داده و آرام آرام کارایی پیشین را از برای « کشورداری » به نهان روشی و دروغ از دست خواهند داد. در این دوره کوتاه سه ساله و بنابر بیداری، خواست و شمار دهگانان و شهرگانان آزاده، گیان اسپارانی (موبدان، هیربدان و مغانِ رزمنده) به دینِ مزدایی و خردگرای با احساس، روبند از چهره بر داشته و همت به بازپسگیری و بازستاندن قدرت از سیاسان و دروندان، می بندند. به همین گون هست بازستاندن جایگاه دینی و باور و ایمان از دیومنشانِ زشت اندیش و زشت گفتار و زشت کردار.

در این دوره و به باور ما، گیان اسپاران در راه آزادی زمین از بند خودخواهی و آزار بشرِ کم آگاه، با بهره گیری از آیینه راستی و آداب و رسوم بروز شده ی مزدایی و همچنین با پایفشاری بر شادی و خرسندی فردی و گروهی مردم به پرورش و باروری احساسات کمال جویانه، گام برخواهند داشت. بند زمان یا همان زمانبندی درست و راست، با یاری گرفتن از زمان داران، بایسته ایست که هر جنبشی برای پایایی بدان نیاز مند خواهد بود. هر بازگشتی به عقب یا به گویش روشنتر هر انقلابی در همان آغازش محکوم به شکست بوده و انقلابیون بازنده های نخستینش خواهند بود.

پس به باور ما در این دوره تنها گروه کوچکی از نژادگان و انسانهای عادل به چهره شناخته خواهند شد و آرزو و امید به برخاستن شهریار نیک به پیش از پایان دوره امری است فرای خرد و احساس نیک، چرا که هم بر خواست زمان و هم بر نگر تاریخ، به دوره نخست این گردونه هستی شهریار نیک تنها بر نژادگان و دادگران آشکار اما نامش به همه گان پنهان باشد.

 

– دوره ی « آ » شکار، که در این دوره و با پیروزی اشا یا همان نظم آسمانی استوار بر خرد-روان آرام، و با یاری گیان اسپاران و راهبری « شهریار نیک »، بخش بزرگتری از زمینیان به آغوش دین و وجدان مزدایی بازمیگردند به هر نام و نشانی که خرسندی و شادی را برایشان به ارمغان بیاورد. زمانش بی کران و همیشه روینده و بالنده و به فهمِ اندیشه، سد سال خواهد بود…

 

به « پ آ » زندِ اندیشه، باور و منش بنیادینِ « کالبد مغان » و بهره گیری از آموزه های زرتشت و هم رایی با بغان و مغانِ هفت کشور زمین و به خوانش « زندِ وهومن یشت » این نامه به سر برده و دنباله را به دوره سه ساله کامل خواهیم کرد.