فرمان کالبُد

ارسال شده در: دین و کشورداری, قانون | 0
  • فرمان نخست

همه کسانی که می خواهند در گسترش کالبُد مغان، همازوری کنند، می بایست به هر چه در پیش اندیشیده و گفته و کرده اند، خویشکار و مسئول باشند و پیش از هر همکاری، امور ناگفته ی همگانی و شخصی را با ما در میان گذارند. این امر هم در زندگی فردی همازور، بازتابی آرامش گر و آزاد گر دارد و هم در همکاری همگانی باعث شفافیت و آسانی کار و کرفه می شود.

  • فرمان دوم

همازورانی که می خواهند به ما بپیوندند و در آموزش و پرورش مغان همراه شوند، می بایستی از هرگونه کنش دینی و سیاسی در بستر های دیگر آزاد و در پایه، تنها به دین و وجدان مزدیسنی باورمند بوده و دارای اندیشه و دلی باز برای آموزش همه مفاهیم و روش های کالبُد در جهت و سوی بیداری زمینی و آسمانی، باشند.

 

  • فرمان سوم

همازوران، در آغاز کار بایستی از لحاظ واقعی خود را همرتبه و هم جایگاهِ طبیعت و جانداران و همچنین چهار عنصر آب و آتش و خاک و باد و هر آنچه در زمین و آسمان هست، بدانند. از برای همین امر، بایستی «پیمان نامه ی کالبُد مغان» را که شامل موارد واقعی بالا می باشد امضاء کنند.

  • فرمان چهارم

همازوران، پس از پزیرش سه فرمان نخست، می بایستی بر اساس خویشکاری برگزیده شده از سوی خود و کالبُد، مراسم دینی مزدیسن را همراه با دیگر هموندان کالبد به جا آورده و در گسترش این آیین به صورت رسمی و با پپشتیبانی کالبد، کار و کرفه کنند. به گویش بهتر، با گسترش بهدینی در هفت کشور زمین، دین خود را هم به زمین و هم به آسمان ادا کنند.

  • فرمان پنجم

همازوران، فارق از جنس و سن، می بایستی به پاسداشت پیشینیان، (همازورانی که پیشتر و بیشتر در « کالبُد مغان » هموند شده اند و دارای آگاهی و دانش بیشتری در بستر کالبُد هستند) بپردازند. این امر با گزینش « مغ یاری » ویژه برای هر دانشجو، به اوج خود می رسد.

  • فرمان ششم

دانشحویان همازوری که در راه و روش مغان گام برمیدارند، بایستی با دستیازی به اصول پایه ای « کالبُد مغان »، دوازده روزِ ماه را از خوردن گوشت پرهیز کنند. این امر با گزینش آزاد همازور در چینش و ترتیب روزها همراه می باشد. قابل یادآوری است که همازورانی که از دیرباز به امر گیاهخواری آشنا هستند و آن را در زندگی خویش بکار می برند، هیچ برتری نسبت به دیگر همازوران، تا روز واپسین* ندارند.

 

  • فرمان هفتم

راستی در بستر و هستی « کالبُد مغان » به مانند برترین استعداد انسانی و دروغ به مانند بیشترین کاستی انسانی، شمرده می شود، از اینرو همازورانی که به هر دلیلی از راستی دور شده و به سوی دروغ گرایش پیدا کنند، بی درنگ از جایگاهشان به پایین ترین رتبه ی آموزشی و پرورشی فرستاده خواهند شد و در صورت تکرار، بر اساس قانون و دادِ درونی «کالبُد مغان » به بیرون از مدار کالبُد فرستاده می شوند و همه گونه همکاری با ایشان به پایان خواهد رسید.

  • فرمان هشتم

آرمان و کار نهاییِ « کالبُد مغان »، پیروزیِ « دادِ بَغان » بر بی « دادِ دیوان » یا همان امر برتری « دادِ روشنِ همگانی » بر بی « دادِ تاریکِ فردی» است،  امری که به باور این کالبُد به درازای هزاره ها و با دروغ و ریا، به وارونه اجرا شده است. از اینرو « کالبُد مغان » به مفهومی با نام تکامل و باروری انسان ها، باور دارد و تلاش و کرفه اش بر آموزش و پرورش چنین انسانهایی است، که آنرا با نام « هوشیدر-ان » شناخته و می گستراند.

همازورانی که پای در راه و روش کسب دانش مغان به این کالبُد می پیوندند، می بایستی در اندیشه و گفتار و کردار، با بهترین راستی، باورمند به مفهوم، هستی و وجودِ « هوشیدر-ان » باشند و در راه جستجو و آموزش و پرورشِ چنین انسانهایی بی چون و چرا گام بردارند. که اگر چنین نباشد، نیازی هم به مُغان نباشد.

  • فرمان نهم

همازورانی که برای رسیدن به جایگاه مغان، گیان اسپاری و هوشیدری، گام در پیرامون  کالبد مغان می نهند، بایسته است که از برای خویش، هم راهی از میان سگان، پرندگان یا جاندارانِ اهلی گزینش کرده و درختی را از برای رسیدگی بکارند. که هستی ایندو از برای پیوند با زمین و طبیعت و رسیدن به داد و تعادل درونی و برونی همازور بایسته و نیاز می باشد.

  • فرمان دهم

همازورانی که با یزش بَغانِ شناخته شده از سوی « کالبُد مغان » از آزمون های مینوی و گیتیکِ کالبُد، پیروزمندانه بیرون بیایند، به یکی از چهار جایگاهِ

« گیان اسپار » « مغبان و مغبانو»  « مُغبُد»  « مُغ »

می ایستند و بخشی از خانواده درونی کالبُد، شناخته می شوند که با مراسم و آیینی بنام « گواه آیینه» به هم روانی و هم رایی کالبُد در آمده و توان کاشت دانه های « کالبُد مغان »  را در سراسر هفت کشور زمین خواهند داشت.

  • فرمان یازدهم

پزیرفتن کُدِ : « نیکیِ من از برای نیکیِ همگان و نیکیِ همگان از برای نیکیِ من »