سخنی با بازیابان آریایی

ارسال شده در: دین و کشورداری | 0

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکـلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبـه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنـند
گوییا باور نـمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنـند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نـشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنـند
ای گدای خانقـه برجه کـه در دیر مـغان
می‌دهـند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسـبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخـمر می‌کـنـند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

تا زمانی که دستگاه، با هر نام و نشانی در پی نگهداری از رهبریِ دروند باشند، فرقی نمی کند، از ولی فقیه بگیرید تا سردارانِ ابراهیمی، هر روز دامنه ی فشار بیشتر خواهد شد چه در بخش اقتصادی و چه در بخش سیاسی و اجتماعی!
نخستین گام از برای پیروزی، شناخت دشمن است از دوست، و همیاری با دوست. اینکه هستند کسانی توانا و کاریزماتیک، نشانگر دوستیشان نیست که در لشکر دشمن نیز بسیارند از این گونه افراد هوشمند و جذاب! دشمن امروز به هر نام و نشان و ترفندی دست می زند تا توجه جوانانِ آریایی را به سوی خود جلب کند ولی در خلوت آن کار دیگر یعنی خسته و ناتوان کردنِ این سربازان را در دستور کار خود دارد. امروز شناخت این دشمنان کار دشواری نیست، کافی است نتیجه ی کارشان را در جامعه ببینید آنهم در جامعه ی ایران و نه در جای دگر! اگر ایران را گرامی داشتند و آنرا بر همه ی عقیده ها و نامها در اندیشه، گفتار و کردار تقدم دادند، دوستند جز این باشد دشمنند. پس از این گام نخست بایستی چاره ای اندیشید از برای بیماریِ ژرفی که در اندام این مادر مهربان و نازنین، ایران افتاده است. بزرگترین مفهومی که بایستی درک کرد از برای درمان درد، زمان است. یعنی پیش از آنکه بیماری این تن سپند را از کار نیانداخته، چه اندازه زمان باقی مانده است؟! و چه کنشی را بایستی در زمان مناسب انجام داد؟!
شوربختانه و به گواه تاریخِ بلند و کوتاه مدت مبارزاتِ آریایی در برابر جهل حجازی، می بینیم که مبارزین، شناختی از زمان درست برای کنش و واکنش ندارند و هر آنچه می کنند یا واکنشی از برای شرارت های (زمانبندی شده ی) دشمنان است یا تسکین زخم هایی که می خورند. و استوار بر این حقیقت تلخ است که می گوییم نیاز است به بازگشت «زمانِ راستین» در میان سربازانِ ایزدی، از برای پیروزی! هیچ رهبری و هیچ هوشمندی بدون درک، شناخت و پیوند با این ایزد مغانه، نتوانسته و نخواهد توانست، سپاهش را پیروز از میدانِ کارزار بیرون آورد که بیشتر و بیشتر در تباهی و تاریکی فرو خواهد برد.
ایران پیروز هست اما این بدین معنی نیست که هر واعظی جلوه ی ایران دوستی می کند هم پیروز خواهد بود، نه! آنکسی پیروز خواهد شد که در کارش، ایران و ایرانیان را سرافراز و خرسند و شکوهمند کند و آن کار، امروز، کنش در زمانِ درست است آنهم بهترین درستی!
برای درمانِ سرطان، نمی توان با بازی کردنِ احساسی در دنیای مجازی به فرجام رسید. هم فر هست و هم جام، هر دو در جهان گیتیک بودند و هستند و خواهند بود، دل شیر می خواهد تا جهید و آن را بازیافت، نوش کرد و بیماری را از میان برچید. درمان این بیماری تمرکزِ ایزدانه می خواهد و رهبریِ با زمان.
همه ی دشمنانِ این مرز و بومِ آریایی، تنها و تنها می کوشند تا تمرکز سربازان را مخدوش کنند و زمان را از دستِ بازیابان بدر کنند. این امر با فریادهایی که از میانِ گیان اسپاران بر می خیزد، تا اندازه ای هم موفق بوده، اما پیروزی راستین با کسانی است که تمرکزشان را از دست ندهند و تا بدست آوردنِ جام جم، در راه راست گام بردارند.
سرچشمه ی درد، خرچنگ رهبری است که همه را به بیراهه می برد، باید پیوسته همه را همسو کرد و توانِ همگانی را از برای بریدن دستِ رهبرِ دروند، بکار گرفت. این همسویی را هم تنها با آگاه سازی نمی توان بدست آورد! نیرنگی آریایی می خواهد که همه ی رنگها در درونش باشد و همزمان بی رنگ و ریا باشد، همان نورِ سپید!

گویا دشمنان در همه ی نهادها، بیشتر و دقیقتر به راه کارها گوش فرا می دهند و وارونه وار، مردم را با ترفند های اهریمنی، چه در اقتصاد و چه در سیاست و فرهنگ و …، با یکدیگر یکپارچه می کنند تا در برابر سپاهیان بخوان نگاهبانانِ مرز و بوم، سپر جاه طلبی های خویش کنند، اما آریاییانِ نظامی تنها و تنها شده اند پینه دوزانِ مجازی! بیدار و هشیار باید بود، هر چه بر سرتان می آید با ساده ترین زبانها در زمان درستِ کنش، گفته ایم، ایزد زمان همراهمان هست! چشم و گوشِ آسمانی نمی خواهد تا ببینید و بشنوید اما دریغ از یک سرِ آزاد در دوسوی زمین! اگر یک دهم از قدرت سلیمانی ها و جعفری ها در دستان راستی بود، امروز ایران و ایرانیان بخوان آریاییان رهبری بی عرضه که کارش نوحه خوانی است، نداشتند. ساده و آسان بگوییم، یا زمان را نمی شناسید یا دشمن زمان شده اید! در هر دو حالت از میان می روید چرا که زمان همه دشمنان را در خود حل کرده و بی اثر ساخته است…
امروز بودجه بخوان اقتصاد را وصله می زنید، فردا هزاران سوراخ دیگر را گشادتر می کنند، برادران، این جامه ی عقیدتی که بر تن دارید کارش را کرده است و دیگر بدرد نمی خورد، بهتر بگویم، زمانش (در) گذشته است و بایستی به موزه ی تاریخ سپردش. ایران، مهدِ سپید جامگان است و شما نیز اگر می خواهید در ایران بمانید بایستی جامه ی سپید بر تن کنید و نورسپید را در دست بگیرید تا این خیابانِ تاریکِ دوران را پشت سر گذاشته و به گروثمانِ روشنِ ایزدی برسید که همان ایران بود و است و خواهد بود.

پیش: دشمن را از دوست بشناسید و در آن خردی که از هزاره های دور به کوششِ ایرانیاران به شما رسیده و می رسد، شک نکنید. اما تا زمان را به درون دستگاهِ اندیشه ای و گفتاری و کنشی نیاورید، خرد، این مایه ی مینوی را هرگز نخواهید توانست به امری گیتیک تبدیل کنید. گذشته، گواه این سخن است!

پس: اگر باورمندید به آنچه جلوه می کنید، پیشترها وعده داده شده (بدرازای هزاران سال) است که رهبرِ راستین همانی است که به همگان شبیه اما در میان جم بی مانند است یا بهتر بگویم به همگان وابسته و همزمان به هیچکس وامدار نیست جز خدای بزرگ اهورامزدا. اگر چنین کسی را یافتید، جام جم دست اوست و بایستی در کنار او بیاستید و مبارزه کنید که جز این باشد آهسته اما پیوسته توانتان کم خواهد شد و می رسد زمانی که چهارگوش گیتی را ترک می کنید.

امر مطلق: ایران و دوستانش خواهند ماند، چرا که ایران هم آغاز هست و هم فرجام، این دشمنان هستند که می آیند و می روند!!!

آریا روحانی آذرمنش
15 اسفند 9 اوشیدری، 6 مارس 2019 ترسایی