نیروی سپاهی اساس شاهنشاهی ایران

ارسال شده در: دست نوشته ها | 0

بخش نظامی یا آسانتر بگویم نیروی رزمنده، اساس و پایه ی سامانه ی شاهنشاهی در نظم آریایی است! بدون داشتن چنین نیرویی، زمین و شهری نخواهد بود که بتوان آن را یاری و نگهداری کرد. بعبارت روشنتر، شهری باید باشد تا شهریاری هم باشد، و این شهر بر اساس مرزهایش که بایستی از آن مرزها پاسداری کرد، مشخص و شناخته می شود.

از سویی دیگر، حساب کردن بر روی سپاهی که چهل سال است خود را سپاه انقلاب اسلامی می نامد، کاری بس دشوار برای هر ایرانی آزاده و خردکام است، اما، تصور این امر نیز دشوارتر است که پس از جمهوری اسلامی، چه نهاد یا سازمان نظامی، توانایی این را خواهد داشت که از صفر آغاز کرده و به سرعت مرزهای شهرِ ایران را در برابر هجومِ ارب و رومان و تور با هم، پاسداری کند تا مادرِ زیبای تاریخ، ایران به مانند آغاز انقلاب اسلامی دچار جنگی خونین و دهشتناک نشود!
ایران در تاریخ پیشا تازش، غرب اسکندری را شکست داده و سلسله ی اشکانی و بدنباله اش شهریاری شکوهمند ساسانی را پرورش داده است، اما با استفاده از همان سربازانی که بر زیر فشار حاکمانِ دروغ سالار، نامی انیرانی بر خود نهاده بودند!

اگر بدین گونه بنگریم، بایستی به ایرانی بودن بخشی از سپاهیان باور داشته باشیم و همه ی تلاشمان را انجام دهیم تا این بخش را از ترفند های دشمنان ایران آگاه سازیم. البته این دشمنان هم در خارج از ایران می چرخند و هم بخش های مهم و حساس را در درون کشور در دست دارند حتی در سپاه.

یکی از ترفندهای دشمن، امروز اینست که ایران را از داشتن یک نیروی نظامیِ ایرانی یعنی همان نیرویی که روزبروز بر بزرگی و شکوه ایران و داشته هایش بخوان توانایی ایرانیان، پی میبرد و خود را با توانایی آنچه از او پاسداری می کند، پرورش و تطبیق می دهد، بازدارد. در یکسو توانایی اقتصادی بخوان بودجه ی نیروی سپاهی را کوچک می کند، و همزمان با فروش تسلیحات پیشرفته (البته در امر کشتار) به کشورهای پیرامون ایران، جنگی را آغاز نماید.(نخستین بار نیست).
همه کشورها و کسانی که بر طبل خروج سپاهیان از اقتصاد می کوبند، در اصل می خواهند تا بودجه ی نیروی رزمنده ی ایران را کاهش و حتی قطع کنند، چرا که می دانند رهبری و دولتِ جمهوری اسلامی بودجه ی کافی برای سپاهیان و حتی مردم را برنمی تابند. وضعیت اقتصادی بغرنج و نوحه خوانی های رهبری و دولت بجای راه کار درست، در برابر دید همگان هست.

پیش: همانگونه که شهرِ ایران شهریار می خواهد، شهریار نیز ایرانشهر می خواهد و این شهر امروز به بازوانِ سپاهیان با هر نام و نشانی، پاسداری می شود. بایستی باور داشته باشیم به ذاتِ فردارِ ایرانی در میانِ رزمندگان که به روز و زمانش بپا خواهند ایستاد و دوشادوش مردم، شهر را از حکومتِ دزدانِ دین فروش و بی وجدان، باز خواهند ستاند.

پس: از آنرو که توانمندی رزمی سپاهیان همانا وابسته است به میزان بودجه و درآمد این نهاد، وظیفه ی هر سرباز ایرانی است که برای تامین بودجه ی نظامی، نه تنها در اقتصاد که در بخش فن آوری و فرهنگی نیز وارد شده و کوشش و فعالیت کند تا زمانِ آزادی شهر که زانپس ایران هر چه دارد از برای پاسداری و پرورش و شکوفایی ایرانیان خواهد بود.

امرمطلق اینست که ایران شکوهمند بود و است و خواهد بود، زمان هم عاشق ایران است و تا تاریخ بوده، فدای ایران شده است. اما پرسش اینجاست که آیا آنانی که امروز این مرزوبوم را پاسداری می کنند نیز خود را شکوهمند خواهند کرد تا فدای ایران شوند؟

فرجام: ضمانتی در اینکه نیروهای سپاهی با نیرومند تر شدن، بیشتر ایرانی خواهند شد یا توانایی این نیرو را از برای انقلاب اسلامی صرف خواهند کرد نیست به غیر از اینکه، به گواهیِ تاریخ، هر چه و هر که بر روی خاک ایران توانمند شود، بیشتر ایران را درک خواهد کرد «چرا که ایران جایگاه پهلوانان بود و است و خواهد بود» و با باور به خویشتن در برابر حکومتِ دین دزدان خواهد ایستاد.

آریا روحانی آذرمنش
19 اسفند 9 اوشیدری، 10 مارس 2019 ترسایی