سه خویشکاری آریایی در برابر حکومت جهل

ارسال شده در: دست نوشته ها, دین و کشورداری | 0

آریاییان از برای فرجامِ پیروزی در برابر آل جهل سه خویشکاری اساسی دارند:

نخست، بایستی با بررسی آنچه بر ما دردرازای تاریخ، چه پیشاتازش و چه پساتازش، گذشته است و از هر آنچه در این دو سو، از پیروزیها و سربلندی ها گرفته تا اشتباهاتِ بنیادین در درک و بکارگیری ابزار و مفاهیمِ یزدانشناختی، آموخته ایم و اندوخته ایم، آیین نامه ای آسان و مردمی از برای شناخت و تشخیص مطلقِ دشمن و دوست تهیه کرد و بر روی آن نیز توافق قلبی و ایمانی بدست آورد. بهتر بگویم، شک و گمان شکنی بروز شده که چراغی باشد سپید از برای پیمودن راهِ آزادیِ ایرانزمین. البته هستند افراد و گروه هایی که در خلوت و تنهاییِ خویش (در مینو) مفاهیمی از این گونه را تعریف کرده اند اما از آنجا که افق نگاهشان در امر ساختن ابزار و مفاهیم بی هیچ شک و شبهه ای تحت تاثیر احساساتی همچون خشم، غم، دشمنی و تغیراتِ تند و جهشی (انقلابی) و یا وارونه وار بر اساس هیجانات و لذاتِ قهقراییِ فردی بوده است، نتوانسته اند آیین نامه ای فراگیر و البته بروز شده برای هم میهنان از همه ی پیشه ها مدون کنند. تاریخ پر فراز و نشیبِ پیروزی های نا پایدار و شکست های پی در پی در برابر جهل و زورِ سازمان یافته در تاریخِ هزار ساله، گواهی است براین سخن! و صد البته آموزشی گران و ارزشمند برای بهتر شدن.

دوم آنکه، آریاییان پس از گذشت چهل سال از تجاوزِ جاهلان به این کشور، هنوز نتوانسته اند رهبری برگزینند که بتواند بخش های اصیل و باورمند به شکوه ایران را با آرامش درونی و رامش برونی، و با نگاهی فرا پیشه ای یا بهتر بگویم با باور به همه ی پیشه ها، در کنار یکدیگر همبسته و همسو کند! هستند رهبرانی انگشت شمار که در آنچه می گویند، باورمندند و آگاه، اما راهکارشان، درمانی نیست بر درد همگانی! آسانتر بگویم، راه کارهایی است که بخش بزرگی از دردمندان را نه درمان که از میان بر می دارد. چنین روش هایی، هر چند از برای گسترش راستی باشند، بی شک از برای «بهترین راستی» نیستند و از همین رو، پذیرفته شده از سوی «روان زمین» بخوان «خواست بغان» نبوده و نخواهند بود.
گروهی در پی رهاننده ای سیاسی اند و گروهی دیگر در پی رهاننده ای از هر آنچه در آن گرفتارند! اما از یاد برده اند که گرفتاریِ حقیقی، همانا جدایی در تشخیصِ گرفتاری و ویژه کردن نجات بخش از برای گروهی خاص است!

برای روشنتر شدن سخن، در یک سو نگاهی بیاندازیم به شیعیانی که امروز بر ایران حکم می رانند و برای خودشان رهبری برگزیده اند که تنها ویژه ی شیعیان است و بس. رهبری که درک و نگاهش فراتر از بخشی عقیدتی و مذهبی در جامعه ی ایران، نمی رود و با همین بینشِ کوتاه، پاسخگوی بخش بزرگی از ایرانیان (زنان، جوانان، هنرمندان، فرهنگیان و بازرگانان و…) نیست و هر روز کشور را از برای باورهای محدود خویش و عده ای حلقه به گوش، به پرتگاهِ سیاسی و اقتصادی و… می برد. این امر به گونه ای درشت و مشخص است که حتی تواناییِ فراهم کردن آسایش برای شیعیان را هم از دست داده است!!! (انتقال دارایی ها به خارج از کشوربدست آقازاده ها، گواهِ این امر است)

در سوی دیگر، ایرانیانی که هنوز و برای همیشه شکوهِ پادشاهیِ ایرانی را به یاد دارند، رهبری برای خویش برگزیده اند که سالیان درازی است از برای عقیده ای انیرانی و ویژه ی غربی، حتی حاضر به قربانی کردنِ خانواده ی خویش بوده است چه رسد به هوادارانش. این فرد به مانند رهبرِ حاکم، دارای بینشی کوتاه و مختصر شده در عقیده ای ویژه است که توانایی سرافراز کردنِ همه ی پیشه ها را ندارد! همبستگی آنهم تنها میان هرچه جدایی خواه است، همبستگی نیست بلکه ویژه کردن آزادی تنها برای گروهی محدود می باشد. گذشته از همه اینها، به گواهیِ تاریخِ چهل ساله، هیچ کدام از راه کارها و ترفندهای پیشنهاد شده از سوی او، به نتیجه و فرجام نرسیده است که خستگی را بر وجودِ پادشاهی خواهان، تحمیل کرده است.

پس خویشکاری آریاییان در این امر مهم است که بر پایه ی آیین و مرامی که همه پذیرفته اند، رهبری برای خویش برگزینند که نه یک پیشه، نه یک گروه و نه یک بخشِ ویژه از جامعه ی ایران را که همه ی مردم را پاسداری کند و آینده ی روشن و آزاد از بند اهریمن را برای همگان، تصویر و برقرار نماید. راستی را فریاد زند و دروغ را از میان بردارد.

خویشکاری سوم آنست که آریاییان بایستی آرام اما پیوسته در کنار یکدیگر بایستند، حتی اگر در برخی امور با یکدیگر هم گون و هم گاه نباشند. دشمن امروز با آنکه همه دروغ است اما بر سر دروغ با یکدیگر همبسته است و با این هارمونی می کوشد تا ما در راستی با هم یکی نشویم. اما از یاد نبریم آنانکه به دروغ با یکدیگر همراهند، به راستی، از یکدیگر جدا هستند و آنانکه به راستی همبسته اند، تا ابد جدا ناپذیرند و همراه.
بایستی اشتباهات در اندیشه و گفتار و کردار یا بهتر بگویم برداشت را بر یکدیگر دشوار نگیریم، ما همان مردمی هستیم که پس از هزاروچهارصد سال ددمنشیِ دیوان، هنوز زنده هستیم و چهره ی سپند ایرانی را حتی با خون خویش سرخ گون نگه داشتیم و این تن و زمین سپند را سبز و پربار. بیایید تا جامه ی سپیدِ آریایی را بر تن کنیم و از برای آرامش و رامشِ ایران و ایرانیان بخوان زمین و زمینیان، با یکدیگر هم پیمان شویم و بمانند شیردلان در پرتو خورشید مزدایی، بر تاریکیِ جهل و دروغ، چیره شویم.

تا دراین جهان مزداپرستان هستند، اهورا مزدا هم هست و تا در گیتی ایرانیان هستند، ایران هست و خواهد بود.

آریا روحانی آذرمنش
20 اسفند 9 اوشیدری، 11 مارس 2019 ترسایی